افغانستان در متن
پس از سقوط حکومت جمهوری در افغانستان، جنبههای مختلف زندگی مردم فلج شده است. تعامل گروه مسلط با مردم همواره دستوری، سیاسی و مبتنی بر دیدگاه «ما» و «دیگری» بوده است.
علیرغم وعدههای اولیه برای احترام به حقوق بشر، طالبان به طور پیوسته تفسیر سختگیرانه خود از قوانین مبتنی بر شریعت را بر کشور تحمیل کردند، از جمله اعدامهای عمومی، قطع عضو و شلاق. از زمان تصرف، کسانی که تحت حکومت طالبان زندگی میکنند، شاهد پسرفت و از بین رفتن هرگونه دستاورد در حقوق و آزادیهای لیبرال و دموکراتیک در بیست سال گذشته بودهاند.
در همین حال، زنان از ابتداییترین حقوق خود محروم شدهاند. اگرچه انتظار میرفت نگاه طالبان به زنان تغییر کند و حداقل رفتار این گروه با زنان بر اساس اصول اسلامی باشد، اما در ابتدای حکومت طالبان، درهای مدارس را به روی دانشآموزان دختر بستند. قوانین سختگیرانه اجتماعی برقرار شد و جنبشها و اعتراضات زنان با تهدید، دستگیری و حتی ضرب و شتم سرکوب و خفه شد.
سیاست جدیدی در ادارات دولتی وضع شد که زنان را از کار کردن زیر یک سقف با مردان منع میکرد و در برخی موارد، آنها را اخراج میکرد. کلاسها در دانشگاهها جدا شدند و حتی روزهای مدرسه بین پسران و دختران تقسیم شد.
امید میرفت که حداقل درهای دانشگاهها و مدارس به روی دختران بسته نباشد و آنها از ابتداییترین حقوق خود محروم نشوند، اما آنچه مردم انتظارش را نداشتند، سرانجام طی فرمانی در آخرین دستور رهبر امارت اسلامی اتفاق افتاد و دانشگاهها رسماً به روی دختران بسته شد.
در همین حال، افغانستان همچنان با یکی از بدترین بحرانهای انسانی جهان روبرو است که با شوکهای اقتصادی ویرانگر و اثرات رو به وخامت تغییرات اقلیمی تشدید شده است. این عوامل باعث آوارگی گسترده، فقر و ناامنی غذایی شده است؛ تخمین زده میشود که تا فوریه ۲۰۲۴، ۲۳.۷ میلیون افغان به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتهاند.


















